به ما گفته بودند بهانه دست صدام ندهید، حتما هواپیمای عراقی را در خاک خودمان بزنید
به کابین عقب، آقای پاشاپور گفتم شلیک کن، او تعارف کرد گفت شما بزن. همینطور که در صفحه رادار مواظب بودم، شد ۴ ثانیه، ۳ ثانیه، ۲ ثانیه، ۱ ثانیه، صفر که شد دیدم هدف از صفحه رادار محو شد. رادار زمین هم گفت تبریک، شنیدم بعد از آن رادار من از خوشحالی غش کرده بود.
